می خواهم برگردم به روزهای کودکی
آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .
عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد
بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود ...
بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .
تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.
تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود
و معنای خداحافـظ، تا فردا بود ... !
آره واقعا
این همه دلمون از غصه پر نبود
هرچی بود زود یادمون میرفت
اره خدایی بچه بودیم غمامون فقط واسه یه شب بود
ممنون که سرزدید
خیلی دلم میخواست هیچ وقت بزرگ نمیشدم... دلم میخواست هنوز همون دخترکوچولو بودم که شاد بود و میخندید... یادش بخیر بچگی هامون
یـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــادش بخیر
علم و فناوری
اخبار علمی و فناوری های نوین و جدید،دانلود نرم افزارهای کاربردی و...