-
زندگی زیباست
سهشنبه 7 شهریورماه سال 1391 13:09
زندگی زیباست زشتیهای آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان میگذرد... آنچه تقدیر من و توست همان میگذرد
-
مادر
سهشنبه 7 شهریورماه سال 1391 01:44
همیشه دوستت خواهم داشت مادر کودکش را شیر می دهد و کودک از نور چشم مادر خواندن و نوشتن می آموزد وقتی کمی بزرگتر شد ... کیف مادر را خالی می کند تا بسته سیگاری بخرد بر استخوان های لاغر و کم خون مادر راه می رود تا از دانشگاه فارغ التحصیل شود وقتی برای خودش مردی شد پا روی پا می اندازد و در یکی از کافه تریاهای روشنفکران...
-
خراب
دوشنبه 6 شهریورماه سال 1391 12:46
سلام هــــــــوای بـارانی! از آدما دلگـــیر نشو ... تهمت زدن طبیعت آدمهاست ... وقتی به هوای بارانی میگویند ... خــــــراب ...!
-
ILOVE YOU
دوشنبه 6 شهریورماه سال 1391 12:37
i گاهی فکر میکنم کار تو سخت تر از من است... من یک دنیا دوستت دارم و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمیکنی.....!
-
تجربه
یکشنبه 5 شهریورماه سال 1391 23:22
*** تجربه بهترین درس زندگی است ولی افسوس برای بدست اوردن ان بایدبهایه گرانی پرداخت
-
فاصـــــــــــــله
یکشنبه 5 شهریورماه سال 1391 00:06
چه خوش خیال است!! چه میخندد،چه ژستی گرفته!! چه بی ادب است،انگارکینه ی از من دارد!! فــــــــــــــــــــــــ ــاصـــــــــــــــــــــ ــلــــــــــــــــــــــ ـه را میگویم!! به خیالش تو را از من دور کرده،به خیالش وسط ما دوتا قرار گرفته،چه خوش خیال است نمیداند تو جایت خیلی گرمو راحت و امن است. آری جای تو اینجا در قلب...
-
انگاه...
یکشنبه 5 شهریورماه سال 1391 00:04
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی...
-
نفرین نامه
سهشنبه 31 مردادماه سال 1391 22:12
k "نفرین نامه" اگرروزی ازکنار کلبه ی تاریک من گذری کردی وچشمانت به جسدبی جان من افتادچادرسفیدی بروی من بی اندازتامادرم ازبی کفنی من رنج نبرد تکه یخی بروی پیشانی من بگذار تابجای نزدیکانم برایم اشک بریزد وهرگاه رفیقان بردرخانه امدندوگفتند:فلانی کو؟بگویید اخرین لحظه چنین گفت:اول نفرین بردنیا.دوم نفرین برتمامی...
-
سلامتی
شنبه 21 مردادماه سال 1391 13:10
این پست خیلی ربطی به موضوع وبلاگ نداره تقدیم به شما بخونید قول میدم پشیمون نشید ل به سلامتی شما *به سلامتی دریاچه اورمیه... نه بخاطر اینکه مظلومه فقط به خاطر اینکه هیچ وقتی اجازه نداد کسی توش غرق بشه... *به سلامتی لرزش دست های پیر پدر *به سلامتی اون بچه ای که شیمی درمانی کرده همه موهاش ریخته، به باباش میگه بابا من...
-
دخترک کبریت فروش
چهارشنبه 11 مردادماه سال 1391 14:08
بعدسالها دخترک کبریت فروش رادیدم !خیلی بزرگ وزیبا شده بود به اوگفتم:کبریت هایت کو؟ میخواهم این سرزمین زا به اتش بکشم!خنده تلخی کردوگفت:کبریت هایم را کسی نخرید سالهاست که خودم رامیفروشم...
-
حسرت
جمعه 6 مردادماه سال 1391 13:57
خداوند پرسید میخوری یا میبری ومن گفتم میخورم. چه میدانستم لذت هارو میبرند وحسرت هارو میخورند...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 مردادماه سال 1391 12:06
*باقلبی ازعشق* *باخطی ازحریر محبت* *باجمله ای کوتاه* *درخطی صاف* *بروی یکه برگ کهنه ازیاس* مینویسم: بیادتم!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 مردادماه سال 1391 11:41
دوست داشتن ساده است وباورکردنش سخت توساده باورکن که سخت دوستت دارم
-
نفسم میگیرد...
چهارشنبه 4 مردادماه سال 1391 18:49
تو مرا یاد کنی یا نکنی...باورت گر بشود گر نشود ، حرفی نیست... اما... نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 4 مردادماه سال 1391 18:37
شب را دوستـــ ــ ـ دارم ...! چرا که در تاریکـــ ـی .. چهره ها مشخــــــ ـص نیست !! و هر لحظــــــــ ـه .. این امیـــــ ـد .. در درونــــــ ــم ریشه می زند ... که آمده ای .. ولی من ندیده ام! ***هرگزبه خدانگو مشکل بزرگی دارم به مشکل بگو خدای بزرگی دارم ***
-
دل نوشته
چهارشنبه 4 مردادماه سال 1391 18:03
تبسم شیرین عشق گوشه ای ازنگاه خداست تنها به نگاه اومی سپارمت